طعم آهن در دهان مانده با اضطراب آینده‌ای وحشی و ملموس

05:00160

LEAVE THE WORLD BEHIND (2023)

شقایق طاهرخانی:

ما در دنیای بسیار شلوغ تنها هستیم؟

در فیلم «دنیا را پشت سر بگذار» نکات زیادی هست که من هنوز آن‌ها را هضم نکرده‌ام. هرروز پیش نمی‌آید با فیلمی مواجه شویم که به‌طور مستقیم آنچه می‌خواهد را بیان نمی‌کند، بلکه شما را به فکر وامی‌دارد و در آن حتی زوایای دوربین هم معنی دارد؛ بنابراین سینمادوستان نباید این فیلم را از دست بدهند (احساس می‌کنم برای کسانی که به‌تازگی نامدار شده‌اند، زندگی بدون فیلم‌خوانی کمی شرم‌آور است).

با آماندا (جولیا رابرتز)، زن افسرده‌ای شروع می‌کنیم که همه‌چیز را می‌داند و خود را برتر از مردم، به‌ویژه سیاه‌پوستان می‌بیند و در روند داستان متوجه می‌شویم که شخصیت بی‌انصافی هم ندارد.

کشتی‌ای که در این فیلم در افق ظاهر می‌شود و به‌عنوان کشتی نفتی معرفی می‌شود، اشاره به کشتی شیر سفید[1] دارد که در سال 1619 به ساحل رسید که در فیلم هم به همین نام است (نگاه کنید به اولین بردگان سیاه‌پوست که به آمریکا آمدند).

درحالی‌که «کلی» (ایتن هاک)[2] سعی می‌کند تا بفهمد در شهر چه می‌گذرد، برای لحظه‌ای توضیحاتی مبهم را از رادیو روی فرکانس 1619 می‌شنود. از‌این‌رو می‌توان فهمید که فیلم به 400 سال استثمار بردگان آمریکا اشاره دارد (نگاه کنید به پروژۀ 1619).

بی‌اعتمادی آماندا به خانوادۀ سیاه‌پوست در ابتدا، تردیدهای همیشگی‌اش دربارۀ اینکه آیا این خانۀ مجلل زیبا برای آن‌هاست و بی‌اعتمادی‌اش تا زمانی که صبح روز بعد ماشین آخرین‌مدل آن‌ها را می‌بیند و با آن‌ها کنار می‌آید، همگی اشاره به تعصب علیه سیاه‌پوستان دارد.

لحظاتی در فیلم پیوند ما با فناوری به‌طور ناگهانی تغییر می‌کند؛ یعنی نقش ما با طبیعت به طرز شگفت‌انگیزی با زاویۀ دوربین منعکس می‌شود (گوزن‌ها ناگهان با عقب رفتن دوربین کوچک می‌شوند و سپس کوچک شدن سریع انسان در کنار درختان در جنگل، برتری وحشتناک طبیعت بر انسان را به معنای واقعی کلمه در یک صحنه به تصویر می‌کشد).

البته خیلی خوب بود اگر در فیلم به پویایی و روابط درون خانواده اشارۀ بیشتری می‌شد. درواقع کارگردان تأکید زیادی بر سریال تلویزیونی دوستان (Friends) دارد؛ در آغوش گرفتن روث دختر سیاه‌پوست و آماندا و عناصر «من آنجا برای تو خواهم بود»[3] برگرفته از موسیقی تیتراژ این سریال است که باید همه در این سریال آگاهانه ساخته شده باشند. آیا برای اکثر ما آشنا نیست که دختر آماندا (رز) سعی می‌کند توجه و شادی‌ای را که نمی‌تواند از اطرافیانش دریافت کند در این سریال به دست آورد؟

دنی (کوین بیکن) که از سرزمین خود بسیار محافظت می‌کند، مسلح است، به پرچم آمریکا افتخار می‌کند (نسخۀ آمریکایی اذان ساکت نخواهد شد)، پارانوئید، توطئه‌گر (نیروهای خارجی)، نمی‌دانم شاید ما دشمنان زیادی درست کرده‌ایم، شاید باهم می‌آیند و حمله می‌کنند، تعجب‌آور و زیبا بود که به این امکان فکر کرد.

اینکه خانوادۀ اوباما یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم هستند نیز ممکن است ما را ملزم به ارائۀ دیدگاهی متفاوت دربارۀ بسیاری از موارد ذکرشده کند.

فکر می‌کنم دو دلیل وجود دارد که ما این‌قدر عصبی هستیم: اول اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که این اتفاقات در آیندۀ بسیار نزدیک برای ما رخ ندهد. این امکان وجود دارد که روزی در دنیایی بدون تلفن و بدون اینترنت بیدار شویم؛ جایی که جاده‌ها را نمی‌شناسیم و به دلیل اعتیاد به فناوری چیزی نمی‌دانیم. توسعۀ سریع هوش مصنوعی و دسترسی شدید به آن، نسل جدید را در دنیای بدون فناوری خیلی سریع آسیب‌پذیر خواهد کرد.

دوم اینکه، یک نبود قطعیت بی‌پایان در سرتاسر فیلم وجود دارد. باوجوداینکه جورج (ماهرشالا علی) همیشه یک نظریه دارد و به نظر می‌رسد که مطمئن است و می‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، فکر می‌کنم با قضاوت براساس آنچه گفت، نکات بدی را نمی‌داند. ما سعی می‌کنیم اتفاقاتی که ممکن است رخ داده باشد را -همراه با خانواده- درک کنیم و خوبی ماجرا در این است که اعضای خانواده همیشه سؤالات درست را به روشی بسیار منطقی و مناسب می‌پرسند که به نظر من یکی دیگر از نکات بسیار خوب فیلم است.

پی‌نوشت

[1] white lion

[2] Ethan Green Hawke

[3] آهنگ ” I’ll Be There for You”، اثر گروه پاپ راک آمریکایی The Rembrandts (1994).

لینک کوتاه
https://koochemag.ir/?p=16485